ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم، ما خاک قدوم هرچه زیبا صفتیم، از زشتی کردار دگر خسته شدیم، محتاج دو پیمانه، میِ معرفتیم

وبلاگ من
وبلاگ من
ایمیل من
[yahoo]

Image hosted by TinyPic.com
iCeMaN
JavaScript Codes
نویسنده
مهدی (176)

موضوعات
عمومي (26)
طنز (9)
داستانک (10)
دارم از خودم می نویسم (21)
عکس (13)
شاعرانه (44)
آخرین خبر (3)
کوتاه اما خواندنی ... (18)
دیدنیها (6)
با اولین فضانورد ایرانی (17)
متولد ۶۰ (6)
دست نوشته های من ... (1)

ماهنامه
آبان 1387 (2)
شهریور 1387 (2)
مرداد 1387 (2)
تیر 1387 (2)
خرداد 1387 (4)
اردیبهشت 1387 (3)
فروردین 1387 (1)
اسفند 1386 (4)
بهمن 1386 (3)
دی 1386 (3)
آذر 1386 (2)
آبان 1386 (1)
مهر 1386 (3)
شهریور 1386 (6)
مرداد 1386 (2)
تیر 1386 (5)
خرداد 1386 (7)
اردیبهشت 1386 (6)
فروردین 1386 (6)
اسفند 1385 (5)

صفحات

1 2 3 4 5 6 7 ...


جستجو
جستجو در بلاگ


دوستان
آموزش ویژوال بیسیک
دندانپزشکان جوان
آرایش و زیبایی
تا بی نهایت
آینده
سگ پیر
دختر شبهای تاریک
دوست جون
درد دل
تنهایی یک عاشق
مهرنوش
من از نهایت شب حرف ...
گذرگاه امید
.::قاصدک من::.
التماس
آسمان
عاشقانه
یه دوست دوست داشتنی
من به آغاز زمین نزدیکم
تو آخرین گل صبحی
قلب پر از غم
تحلیل های روزانه
یازیلاریم
ساحل افتاده
دلم پر از گلایه هاست

آمار وبلاگ ..
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدید ها :
كل نظر ها :
كل مطالب :



08:34 ب.ظ<-چهارشنبه 8 آبان 1387<-چهارشنبه 8 آبان 1387
برابرتر ...

همه آدمها با هم برابرند، اما دخترها پرطرفدارترند.

همه آدمها با هم برابرند، اما بچه ها واجب ترند.

همه آدمها با هم برابرند، اما خانمها مقدم ترند.

همه آدمها با هم برابرند، اما سیاهها بدبخت ترند و سفیدها برترند...

البته تبعیضی در كار نیست. در كل همه آدمها با هم برابرند، اما بعضیها برابرترند.





ویرایش شده در تاریخ چهارشنبه 8 آبان 1387 و ساعت 08:42 ب.ظ

02:35 ب.ظ<-شنبه 4 آبان 1387<-شنبه 4 آبان 1387
شبیه برگ پاییزی ...

شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم، خداحافظ
ولی هرگز نخواهی رفت از یادم، خداحافظ
و این یعنی در اندوه تو می میرم
در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم
و بی تو لحظه ای دلم طاقت نمی آرد
و برف نامیدی بر سرم  یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم؟
چگونه می روی با این که می دانی چه تنهایم
خداحافظ، تو ای هم پای شب های غزل خوانی
خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی
خداحافظ، بدون تو گمان کردی که می مانم؟
خداحافظ، بدون من یقین دارم که می مانی.





ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

11:09 ق.ظ<-پنجشنبه 28 شهریور 1387<-پنجشنبه 28 شهریور 1387
قوانین مورفی

.

این قوانین توسط شخصی به نام کاپیتان ادوارد مورفی مهندس نیروی هوایی، در سال 1949 پا به عرصه حضور گذاشت. وی هنگامی که روی پروژه ای در نیروی هوایی مشغول بررسی روند کار بود، متوجه شد که ترانسفورماتور به صورت نادرستی سیم پیچی شده در مورد تکنسین مربوطه چنین گفت:
اگر این تکنسین راهی باشه تا بتونه کارشو درست انجام نده، اون راه رو پیدا می کنه.

این قوانین اکنون افزون بر هزاران قانون می باشد که توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مجموعه ای از قوانین حاکم بر زندگی هستند که اکثر آنها از بدبینی نشات گرفته و جنبه شوخی دارند، اما بسیاری از آنها نیز عینیت و واقعیت دارند. اکنون به برخی از این قوانین توجه کنید:

1- اگـر قـرار بـاشه كاری خراب بشه و درست پیش نره، حتما خراب می شـه آن هـم در نامناسبترین زمان! 
2- اگر احتمال داشته باشه چندین كار خراب بشه، آن كـاری كه بیشترین ضرر را خواهد زد درست پیش نخواهد رفت! 
3- لبخند بزنید فردا همه چیز بدتر و وخیمتر خواهد شد. 
4- احتمال آنكه یك شیء آسیب ببیند نسبت مستقیم دارد با ارزش آن! 
5- اگر تصمیم به انجام كاری میگیرید پیش ازآن لازم است ابتدا كار دیگری را انجام دهید! 
6- هر راه حلی مشكل جدیدی پدید می آورد! 
7- هنگام صبحانه خوردن هیچگاه نمیتوانید تعیین كنید كدام طرف نان را باید كره بزنید! 
8- هرگاه جسم بـا ارزشی از دست شما به زمین می افتد به غیر قابل دسترس ترین مكان میرود (حلقه برلیان یا داخل سطل زباله می افتد و یا در چاه فاضلاب)! 
9- هر موقع دنبال چیزی می گردید هـمیشه در آخـرین مـكانی كه آن را جستجو میكنید می یابیدش! 
10- هیچ اهمیتـی ندارد كه به چه اندازه دنبال جنسی بگردید به محض آنكه آن را خریدید آن را در مغازه ای دیگر ارزانتر خواهید یافت!! 
11- زمانی كه دستگاه معیوب خود را نزد تعمیركار می برید كاملا بی عیب و درست كار خواهد كرد! 
12- هر چیز خوب در زندگی یا غیر قانونی است ، یا غیر اخلاقی و یا چاق كننده!! 
13- هیچ عمل نیكی بدون مجازات نخواهد ماند!! 
14- هرگاه شما چیزی را در جای امنی قرار میدهید تا گم نشود دیگر هیچگاه نمیتوانید پیدایش كنید! 
15- در ورزش گلف بهترین ضربه ها همیشه زمانی زده میشود كه تنها باشید و بدترین آن هنگامی كه در جمعی بازی می كنید و یا با فردی بازی میكنــید كه میخواهید او را با بازی خود تحت تاثیر قرار دهید!! 
16- هر چیزی را كه می خواهید، نمیتوانید داشته باشید و آنچه را كه دارید نمیخواهید! 
17- احتمال آنكه كاری را كه انجام میدهید دیگران ببـینند نـسب مسـتقیم دارد با میزان احمقانه بودن كار شما! 
18- هرگاه كفش نو را برای اولین بار به پا كنید همه پایشان را روی آن خواهد گذاشت! 
19- زمانی كه می خواهید لكه روی شیشه پنجره را پاك كنید همیشه لكه سمت دیگر شیشه میباشد! 
20- برای تمیز كردن هر چیزی چیز دیگری باید كثیف گردد!! 
21- اگر امری احتمال دارد اتفاق بیافتد و خیلی هم خوشایند باشد، هرگز اتفاق نخواهد افتاد! 
22- اگر حق با شما باشد هیچكس حرف شما را باور نخواهد كرد! 
23- قوانین مانند تار عنكبوت می باشند تنها افراد ضعیف و فقیران به دام آن میافتند در صورتی كه ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره كرده و میگریزند!! 
24- دو عنصر در طبیعت فراوان میباشند: یكی هیدروژن و دیگری حماقت!! 
25- جاده رسیدن به موفقیت همواره در دست ساخت است! 
26- هرگاه چیـزی را دور بیاندازید به محض آنكه دیگر به آن دسترسی نداشته باشید به آن نیاز پیدا خواهید كرد! 
27- احتـمـال آنـكه طـرف نانی كه به آن كره مالیده شده است بروی فرش بیافتد نسبت مستقیم دارد به قیمت فرش! 
28- افرادی كه می توانند بهترین نصیحت ها را بكنند، نصیحت نمی كنند!! 
29- دود سیگار هـمواره به سمت افراد غیـر سیـگاری حـركت خواهد كرد، بدون توجه به سمت وزش باد! 
30- جای پارك مناسب ماشین همیشه سمت دیگر خیابان میباشد!
31-هر فردی راهی برای ثروتمند شدن در ذهنش دارد که عملی نمی باشد.
32-هیچ عمل نیکی بدون مجازات باقی نمی ماند.
33-سنگین بودن ترافیک نسبت مستقیم دارد با میزان عجله شما برای زود رسیدن به مقصد.
34- هر کسی می تواند مدرک دانشگاهی بگیرد، اما صاحب عقل نخواهد شد.
35-زباله از خلاء بیزار است، آنقدر انباشته می شود تا فضای موجود را پر کند.
36-اگر امری احتمال دارد اتفاق بیافتد و خیلی هم خوشایند باشد، هرگز اتفاق نخواهد افتاد.
37-اگر حق با شما باشد هیچکس حرف شما را باور نخواهد کرد.
38-کار تیمی همواره ضروری است چون به شما اجازه می دهد تا در صورت مشکل فرد دیگری را نکوهش کنید.
39-شما هیچگاه نمی توانید با نگاه کردن به خطوط راه آهن، بگویید که قطار از کدام سمت خواهد آمد.
40-
" لبخند بزن... فردا روز بدتریه "
 41-ماشینی که روبروی شما در حرکت است همیشه سرعتش از شما کمتر است.
42-هر عقیده ای مسخره تر باشد، احتمال موفقیت آن بیشتر است.
43-جای پارک مناسب ماشین همیشه در سمت دیگر خیابان است.
44-دوستان می آیند و می روند، اما دشمنان انباشته می گردند.
45-هرگاه به دروغ به رئیس خود بگویید که علت تاخیر شما پنچر شدن چرخ ماشینتان بوده روز بعد چرخ ماشین شما پنچر خواهد شد.
46-تقریبا داخل شدن به هر کاری از خارج شدن از آن آسانتر است.
47-هیچ چیز هیچگاه بهتر نشده و نخواهد شد.
48-
اگر در توده یا کپه ای به دنبال چیزی بگردی، چیز مورد نظر حتما در ته قرار دارد.
49-هیچ کاری آن طور که به نظر می رسد ساده نیست .
50-وقتی در ترافیک گیر کرده ای لاینی که تو در آن هستی دیرتر راه می افتد.
51-هر کاری بیش از آنچه فکرش را می کنی دو برابر آنچه باید وقت می برد.
52-مگر اینکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت می گیرد.
53-هر چیزی که بتواند خراب شود خراب می شود آن هم در بدترین زمان ممکن.
54-اگر چیزی را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازی احمق باهوش تری پیدا می شود و کارت را خراب می کند.
55-در صورتی که شانس انجام درست یک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.
56-وسایل نقلیه اعم از اتوبوس، قطار، هواپیما و... همیشه دیرتر از موعد حرکت می کنند مگر آن که شما دیر برسید. در این صورت درست سر وقت رفته اند.
57-اگر به نظر می رسد همه چیزها خوب پیش می روند حتما چیزی را از قلم انداخته ای.
58-احتمال بد پیش رفتن کارها نسبت مستقیم با اهمیت آنها دارد
۵۹ - 
 هر وقت خودت را برای انجام دادن کاری آماده کرده ای ناچار می شوی اول کار دیگری را انجام دهی.
60-اشیای قیمتی اگر سقوط کنند به مکان های غیرقابل دسترس مثل کانال آب یا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالی که روشن است) می افتند.
61- مادر همیشه راه بهتری برای انجام کارتان پیشنهاد می کند البته بعد از اینکه کار را به سختی انجام داده باشید.
62-
 هر چه بیشتر سعی کنید چیزی را از مادرتان پنهان کنید او بیشتر به وب کم شبیه می شود.
63- 80% امتحانات پایان ترم براساس کلاسی است که در آن غایب بوده ای.
64- وقتی قبل از امتحانات نکات را مرور می کنی مهمترین شان ناخوانا ترینشان است. (مخصوصا اگه اهل جزوه نوشتن هم نباشی و جزوه ها رو آخر ترم از کسی بگیری و کپی بزنی، این قانون به وفور شاملت میشه)
65-
اگر تو دیرت شده اتوبوس هم دیر می آید.
66- اگر زود برسی اتوبوس دیر می آید.
67- اگر دیر برسی اتوبوس زود رسیده است.
68- اگر بلیت نداشته باشی پول خرد هم نداری.
69- وقتی پول خرد داری که بلیت هم داری.
70- هر چه بیشتر از راننده بپرسی که کدام ایستگاه باید پیاده شوی احتمال این که درست راهنمایی ات کند کمتر خواهد شد.
71- مدت زیادی منتظر اتوبوس می مانی و خبری نیست پس سیگاری روشن می کنی. به محض روشن شدن سیگار، اتوبوس می رسد. (به عبارت ساده اگر سیگار را روشن کنی اتوبوس می رسد.)
72- اگر برای زودتر رسیدن اتوبوس سیگار را روشن کنی اتوبوس دیرتر می آید.
- دیسک مشتری در سیستم تو خوانده نمی شود.
74- اگر برای خواندن آن نرم افزار پیچیده ای روی سیستمت نصب کنی آخرین باری خواهد بود که چنین دیسکی به دستت می رسد.
75- همه خوب ها تصاحب شده اند، اگر تصاحب نشده باشند حتما دلیلی دارد.
76- هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد، فاصله اش از تو بیشتر است.
77-
شعور ضربدر زیبایی ضربدر در دسترس بودن مساوی عددی ثابت است. (که این عدد همیشه صفر است.) معادله یافتن همسر، به این مفهوم که هیچ دختر و زنی وجود ندارد که هر سه این خصوصیات را دارا باشد.
78-
میزان عشق دیگران نسبت به تو نسبت عکس دارد با میزان علاقه تو به آنها. 

و اما سرنوشت خود آقای مورفی: یه شب تو یه بزرگراه سوخت ماشین آقای مورفی تموم می شه. اون شب تو بزرگراه ترافیک بوده و ماشین ها با سرعت مورچه می رفتن. آقای مورفی هم می زنه بغل که بقیه رو با تاکسی بره. همینجوری ریلکس کنار بزرگراه واستاده بوده که یهو ماشین یه توریست انگلیسی که داشته خلاف جهت می اومده تپٌی می زنه بهش و می میره. اتفاقا اون روز لباسش هم سفید بوده. حالا فکر کن !!!!.... با یه لباس سفید کنار یه بزرگراه شلوغ واستاده باشی. بعد یه گاگولی در جهت مخالف بیاد بهت بزنه و بمیری. احتمالا موقع جون دادن این جمله ی معروفش روی لبش بوده : "اگه یه راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشه او همون یه راه رو پیدا می کنه"





ویرایش شده در تاریخ شنبه 30 شهریور 1387 و ساعت 10:09 ق.ظ

11:09 ق.ظ<-چهارشنبه 13 شهریور 1387<-چهارشنبه 13 شهریور 1387
ای گل تازه ...

ای گلِ تازه ...
ای گلِ تازه که بویی زِ وفا نیست تو را
خبر از سرزنش خارِ جفا نیست تو را
ما اسیرِ غم و از لا غم ما نیست
جانِ من سنگ دلی، دل به تو دادن، غلط است
رفتن اولاست، زِ کوی تو سِتادن غلط است
تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم
دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد
آنچه تو کردی به من هیچ ستم کار نکرد
بشنو پند و نکن قصدِ دل آزرده خویش
ور نه بسیار پشیمان شوی از کرده خویش





ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

11:08 ق.ظ<-دوشنبه 14 مرداد 1387<-دوشنبه 14 مرداد 1387
مثل کبریت

مثل کبریت کشیدن در باد دیدنت دشواراست. من عاشق ,که خلاف آب شنا کردن را مثل یک معجزه باور دارم آخرین دانه ی کبریتم را می کشم در ره باد... هر چه باداباد 





ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

01:07 ق.ظ<-سه شنبه 8 مرداد 1387<-سه شنبه 8 مرداد 1387
ما که رفتیم تو بمون با هرکی که دوستش داری

چه اشتباهی کردم که اسمت و بردم/خوبیش اینه لااقل واست قسم نخوردم راستی چه عالمی بود اگه بدا نبودن/جدا می شیم ما از هم، چون خیلی ها حسودن دیشب تا صبح نشستم زیر نگاه مهتاب/تو خیلی خوبی اما، فقط تو عالمه خواب عکس ها و هدیه هات هم می دم به یه واسطه/تا که به خیر و خوشی تموم شه این رابطه حرفای عاشقونه همش ماله قدیمه/مثل همون حرفا که ما ها به هم زدیمه هر وعده ای که دادی، به هرکسی عمل کن/غصه هاش و یه جوری، با مهربونی حل کن نذار که عشقت واسش مشکل و دردسر شه/نذار که از دست تو راهی یه سفر شه چه وقتایی تلف شد با تو سر قرارا/تکلیفا روشن می شه همیشه تو بهارا گناه تو همین بود، نداشتن صداقت/اما گناه من بود، نکردن خیانت سفیدی نگاهت، نامی شبیه برفه/آب می شه زود و فقط به قیمت یه حرفه دیگه خدانگهدار، لحظه های قیمتی/من و ببخش عزیزم، هر کی داره قسمتی دنیا رو هم اگر بدی دلم ازت صاف نمی شه/دلی که بشکنه و کدر شه، شفاف نمی شه نه، دیگه نگو دوست دارم، محال باورم بشه/اسم تو محاله توی دلم جا بشه حیف اون بتی که از تو برای خودم ساخته بودم/من مقصر نبودم، چون تو رو نشناخته بودم اصل مطلب اینه که برو پی کار خودت/دیگه نمی خوامت، لعنت به تو و اون روز تولدت حیف لحظه های خوبی که برای تو گذاشتم/حیف غصه ای که خوردم، چون ازت خبر نداشتم حیف اون روزایی که کلی ناز چشمات و کشیدم/حیف شوقی که گفتی داره، اما من ندیدم حیف حرفای قشنگی که برای تو نوشتم/حیف رویام که واسه تو از قشنگی هاش گذشتم حیف شبهام، که نشستم با خیالت زیر مهتاب/حیف وقتی که تلف شد، واسه دیدن تو، توی خواب حیف با وفای من، حیف عشق و اعتمادم/حیف اون دسته گلی که توی پاییز به تو دادم حیف فرصتهای عمرم، حیف عمرم و دقیقه ام/حیف هر چی به تو گفتم، راستی راستی حیف سلیقه ام حیف اشکایی که ریختم واسه تو دم سپیده/حیف احساس طلایی، حیف این عشق و عقیده حیف شادیم توی روزی که می گن تولدت بود/حیف عاشقیم که گفتی اولش کار خودت بود حیف اون همه قسمها که به اسم تو نخوردم/حیف نازی که کشیدم، چون که طاقت نیاوردم حیف اون کسی که دائم عاشقم بود توی رویا/حیف که تو از راه رسیدی اون و دادمش به دریا حیف چیزی که ندارم، حیف ذوقی که نکردی/حیف گرمای دستم که سپردمش به سعدی حیف قلبم که یه روزی دادمش دستت امانت/حیف اعتماد اون روز، حیف واژه خیانت حیف اون شبی که گفتم پیش تو کمِ ستاره/حیف اون حرفا که گفتی، گفتم اشکالی نداره حیف چَشم هایی که گفتم به تو با لبای خندون/حیف آرزوی دیدار، با تو بودن زیر بارون حیف هر چی که سپردم، حیف هر چی که نبودی/حیف تکلیفم، بیا و روشنش کن تو به زودی ما که رفتیم ولی یادت باشه دیوونه بودیم/واسه تو یه عمر، اسیر، تو کنج این خونه بودیم ما که رفتیم تو بمون با هر کی که دوستش داری/با اونی که پنهونی سر روی شونه اش می ذاری ما که رفتیم ولی این رسم وفاداری نبود/قصه چشمای تو واسه ما تکراری نبود ما که رفتیم حالا تو می مونی و عشق جدید/می دونم چند روز دیگه می شنوم جدا شدید ما که رفتیم ولی مزد دستای ما این نبود/دل ما لایق این که بندازیش زمین نبود ما که رفتیم ولیکن قدر تو، دونسته بودیم/بیشتر هم خواسته بودی، ولی نتونسته بودیم ما که رفتیم تو برو دل بده دست دیگری/به قول حافظ ما هم داریم یه یار سفری ما که رفتیم تو بشین زیر نگاه عاشقش/آرزوم اینه فقط تلف نشه دقایقش ما که رفتیم تو برو دنبال طالع خودت/ببینم که سال دیگه کی می یاد تولدت ما که رفتیم تو بمون با اون که از راه اومده/اون که با اومدن هاش خنجر به قلب من زده ما که رفتیم دل ندیم به عشق کاغذی/لااقل می اومدی پیشم واسه خداحافظی شاید اشتباهِ اما، عاشقا دروغ می گن/آدمای مهروبون و با وفا دروغ می گن اونا که می گن تا همیشه دیوونتن/ بذار بی پرده بگم، که به شما دروغ می گن اونا که می یان به این بهوونه ها که اومدن/از توی شهر قشنگ قصه ها دروغ می گن اونا که فدات بشم تکه کلامشون شده/به تموم آسمونا، به خدا دروغ می گن اونا که با قسم ها می خوان بهت بگن/تا قیامت نمی شن ازت جدا دروغ می گن

EMziper





ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

05:06 ق.ظ<-یکشنبه 9 تیر 1387<-یکشنبه 9 تیر 1387





ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

06:06 ق.ظ<-چهارشنبه 5 تیر 1387<-چهارشنبه 5 تیر 1387

مادرم روزت مبارک





ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

11:06 ق.ظ<-یکشنبه 19 خرداد 1387<-یکشنبه 19 خرداد 1387
چو فصل امتحان آید

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحانات پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند اما وقتی به شهر خود برگشتند فهمیدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه ؛ امتحان دوشنبه صبح بوده است . بنابر این تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند آنها به استاد گفتند : ما به شهر دیگری فته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم به همین دلیل دوشنبه دیروقت به خانه رسیدیم ....
استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها فردا بیایند و امتحان بدهند چهار دانشجوی پینوکیوی ما روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه ی امتحانی را داد و از آنها خواست تا شروع کنند آنها به اولین سوال نگاه کردند که ۵ نمره داشت و سوال بسیار آسانی بود و به راحتی به آن پاسخ دادند سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال ۹۵ امتیازی پشت برگه پاسخ دهند سوال این بود : کدام لاستیک پنچر شده بود ؟ !!!!




ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

11:05 ق.ظ<-دوشنبه 6 خرداد 1387<-دوشنبه 6 خرداد 1387
نجات زندگی

در یک پارتی خانم ژولی پایش به سنگی خورد و با بشقاب غذا در دستش به زمین خورد، علت زمین خوردنش کفش جدیدش بود که هنوز به آن عادت نکرده بود.

دوستان کمک کرده و او را از زمین بلند و بر نیمکتی نشاندند و جویای حالش شدند.جواب داد حالش خوب است وناراحتی ندارد. مهماندار بشقاب جدیدی با غذا به ایشان داد.
خانم ژولی بعد از ظهر خوبی را به اتفاق دوستانش گذراند و بسیار راضی به اتفاق همسرش به خانه برگشت. چند ساعت بعد همسر ژولی به دوستانی که در پارتی بودند تلفن کرد و اطلاع داد که ژولی را به بیمارستان برده اند.

 

خانم ژولی در ساعت 18 همان روز در بیمارستان فوت کرد و پزشکان علت مرگ را سکته مغزی A..V.C (Accident vasculaire cöébral) تشخیص دادند.

 

چند لحظه از وقت خود را به مطالبی که در پی می آیند معطوف کنید، شایدروزی شما با چنین اتفاقی برخورد کنید و بتوانید زندگی شخصی را نجات دهید  
یک متخصص اعصاب (نرولوگ ) می گوید: بعد از یک ضربه مغزی که منجر به خون ریزی رگی در ناحیه مغز شده،اگر شخص ضربه دیده را در زمانی کمتر از سه ساعت به بیمارستان برسانند امکان بر طرف کردن حادثه و نجات شخص بسیار زیاد است. ولی همواره باید قادر به تشخیص حادثه بود و این عمل بسیار ساده است.
پزشک متخصص می گوید مهمترین وظیفه تشخیص حادثه خون ریزی مغزی است و بعد از تشخیص و قبل از سه ساعت باید شخص را به پزشک  رساند.  متخصص می گوید یک شاهد حادثه با آشنا بودن به علائم خون ریزی مغزی می تواند با سه سئوال ساده از مریض به سهولت او را نجات دهد.اگر در آن پارتی یک نفر سئوالهای زیر را از ژولی کرده بود حتما" ژولی زیبا و جوان اکنون زنده بود.. 
 
 

1 ــ از بیمار یا شخص ضربه مغزی خورده بخواهید به خندد.

 

2 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد.

 

3 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید یک جمله ساده را تکرار کند.

 

مثلا" بگوید خورشید در آسمان بسیار خوب می درخشد یا از شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد 


اگر بیمار یا شخص ضربه خورده قادر به انجام یکی از این کارها نباشد باید فوری اورژانس را خبر کرده و بیمار را به بیمارستان منتقل کرده و به مسئول مربوطه عدم اجرای یک یا چند اعمال فوق را اطلاع داده تا ایشان پزشک را در جریان گذارد.

یک متخصص قلب و یا اعصاب می گوید اگر کسی این پیام را دریافت کند و حداقل برای ده نفر دیگر ارسال دارد،مطمئن باشد که در زندگی اش جان یک یا چند فرد را نجات داده است.

 

توجه کنید، تعداد افرادی که این روزها با اینترنت کار میکنند در دنیا چقدر است و اگر ده نفر به ده نفر دیگر این ایمیل را ارسال دارند،تعداد افراد آشنا با این سئوالها به صورت تابع نمایی در کمتر از یک ماه به میلیونها نفر خواهد رسید

 





ویرایش شده در تاریخ یکشنبه 5 خرداد 1387 و ساعت 10:05 ق.ظ

Designers
LostLord+Alireza Asgari